ترجمه "cooperation" به فارسی
همکاری, تعاون, تشریک مساعی بهترین ترجمه های "cooperation" به فارسی هستند.
cooperation
noun
دستور زبان
Alternative spelling of cooperation. [..]
-
همکاری
nounact of cooperating or being cooperative [..]
I'm not going to tell you stories about teamwork or cooperation.
قصد ندارم براتون داستانهایي از کار تیمی و همکاری تعريف كنم.
-
تعاون
noun -
تشریک مساعی
nounwhich brings cooperation and peace.
که تشریک مساعی و صلح بههمراه خواهد داشت.
-
ترجمه های کمتر
- مشارکت
- همیاری
- معاضدت
- همدستی
- (بوم شناسی) برهم کنش (تاثیر متقابل) سازواره ها (که معمولا برای همه نافع است) (cooperation هم می نویسند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cooperation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cooperation
-
تعاونی- همکاری
تصاویر با "cooperation"
عباراتی شبیه به "cooperation" با ترجمه به فارسی
-
تعاونيهاي زراعي · تعاونيهاي كشاورزي
-
بانک تعاونی
-
پردازش تعاونی
-
اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی
-
تعاونیهای چندمنظوره
-
توحیدمساعی کننده · دستیار · شریک · همدست · همسر · همکار
-
اتحاديههاي ماشينآلات · تعاونیهای ماشینآلات · سنديكاهاي ماشينآلات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن