ترجمه "cooperative" به فارسی
شرکت تعاونی, همیاری, تعاونى بهترین ترجمه های "cooperative" به فارسی هستند.
cooperative
adjective
noun
دستور زبان
Alternative spelling of cooperative. [..]
-
شرکت تعاونی
nounautonomous association of persons
-
همیاری
-
تعاونى
-
ترجمه های کمتر
- همکارانه
- همیارانه
- همیارگری
- یارمندانه
- دوستانه
- متصل
- (انجمن یا فروشگاه و غیره) تعاونی
- تعاونی- تشریک مساعی
- شركت تعاوني
- شرکت همیاری (cooperative هم می نویسند)
- معاضدت آمیز
- وابسته به همکاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cooperative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cooperative" با ترجمه به فارسی
-
تعاونيهاي زراعي · تعاونيهاي كشاورزي
-
بانک تعاونی
-
پردازش تعاونی
-
اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی
-
تعاونیهای چندمنظوره
-
انصراف از ادامه همکاری
-
توحیدمساعی کننده · دستیار · شریک · همدست · همسر · همکار
-
اتحاديههاي ماشينآلات · تعاونیهای ماشینآلات · سنديكاهاي ماشينآلات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن