ترجمه "copula" به فارسی
فعل ربطی, ربطی, همبستگر بهترین ترجمه های "copula" به فارسی هستند.
copula
noun
دستور زبان
(grammar) A word used to link the subject of a sentence with a predicate (usually a subject complement or an adverbial); it serves to unite (or associate) the subject with the predicate. (e.g. be). [..]
-
فعل ربطی
word in linguistics [..]
-
ربطی
noun -
همبستگر
-
ترجمه های کمتر
- همبند
- رابط
- مفصل
- بست
- (آنچه که دو چیز را به هم وصل کند) پیوندگر
- (دستورزبان) رجوع شود به linking verb
- (منطق) پیوند بین مبتدا و خبر (نهادو گزاره) در قضیه ی منطقی
- نسبت حکمیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " copula " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "copula"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن