ترجمه "copulate" به فارسی
گاییدن, مقاربت جنسی کردن, جفت گیری کردن بهترین ترجمه های "copulate" به فارسی هستند.
copulate
adjective
verb
دستور زبان
To engage in sexual intercourse. [..]
-
گاییدن
-
مقاربت جنسی کردن
-
جفت گیری کردن
-
جماع کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " copulate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "copulate"
عباراتی شبیه به "copulate" با ترجمه به فارسی
-
ناتوانی جنسی · نارسايي آميزش جنسي · نارسايي جفتگيري
-
آمیزش · آمیزش جنسی · تلقیح طبیعی · جفت گیری · جفتگيري · جماع · رابطه دستوری یامنطقی · مراوده · معامله · مقاربت · گاییدن
-
(دستور زبان) همپایه ساز (وابسته به واژه ای که عبارات و جملات را به هم وصل وهمپایه می کند) · (دستورزبان) واژه ی همپایه ساز · جفت کننده · جفتی · رابط · ربطی · مفصل · مقاربتی · همبستگر · وابسته به جفت گیری · وابسته به واژه ها یا عبارت های همپایه سازی شده · پیوندگر
-
آمیزش · آمیزش جنسی · تلقیح طبیعی · جفت گیری · جفتگيري · جماع · رابطه دستوری یامنطقی · مراوده · معامله · مقاربت · گاییدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن