ترجمه "cordial" به فارسی
قلبی, صمیمی, دوستانه بهترین ترجمه های "cordial" به فارسی هستند.
cordial
adjective
noun
دستور زبان
Hearty; sincere; warm; affectionate. [..]
-
قلبی
adjectiveTerrible sayings with which was mingled a sort of cordial joviality.
گفتوشنودهای مخوفی که یکنوع شادی قلبی با آن آمیخته بود.
-
صمیمی
Next morning the atmosphere of the camp was serene and cordial.
صبح روز بعد حال و هوای قرارگاه فریبنده و صمیمی به نظرمیرسید.
-
دوستانه
adjectiveLet's keep it quiet, let's keep it cordial.
بيا شلوغش نکنيم ، بيا دوستانه نگه ـش داريم.
-
ترجمه های کمتر
- گرم
- مقوی
- مهرآمیز
- لیکور
- همدل
- نیروبخش
- ژرف
- (نادر) مقوی (برای قلب)
- از ته دل
- خوش اخلاق
- شربت قلب
- لیکور (مشروب الکلی غلیظ و خوشبو)
- مودت آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cordial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cordial"
عباراتی شبیه به "cordial" با ترجمه به فارسی
-
ازته دل · ازصمیم قلب · قلبا
-
موافقت
-
(جمع) اعمال یا سخنان مهرآمیز یا حاکی از صمیمیت · خوش رویی · رفاقت · صمیمیت · مهر · مودت · همدلی · گرمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن