ترجمه "cordiality" به فارسی
مودت, صمیمیت, رفاقت بهترین ترجمه های "cordiality" به فارسی هستند.
cordiality
noun
دستور زبان
The practice of being cordial. [..]
-
مودت
nounon such occasions, the proud man steps forth to meet you not with cordiality
در اين حالت مرد مغرور بدون هيچگونه مودت قلبي پيش روي شما قرار ميگيرد
-
صمیمیت
His cordiality was proof that he knew I had no wish to speak to him.
صمیمیت ظاهر او دلیل آن بود که خوب میدانست من میلندارم با او صحبت کنم.
-
رفاقت
noun
-
ترجمه های کمتر
- همدلی
- گرمی
- مهر
- (جمع) اعمال یا سخنان مهرآمیز یا حاکی از صمیمیت
- خوش رویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cordiality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cordiality" با ترجمه به فارسی
-
ازته دل · ازصمیم قلب · قلبا
-
موافقت
-
(نادر) مقوی (برای قلب) · از ته دل · خوش اخلاق · دوستانه · شربت قلب · صمیمی · قلبی · لیکور · لیکور (مشروب الکلی غلیظ و خوشبو) · مقوی · مهرآمیز · مودت آمیز · نیروبخش · همدل · ژرف · گرم
-
(نادر) مقوی (برای قلب) · از ته دل · خوش اخلاق · دوستانه · شربت قلب · صمیمی · قلبی · لیکور · لیکور (مشروب الکلی غلیظ و خوشبو) · مقوی · مهرآمیز · مودت آمیز · نیروبخش · همدل · ژرف · گرم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن