ترجمه "cornuted" به فارسی

شاخدار, (مرد) دیوث, زن قحبه بهترین ترجمه های "cornuted" به فارسی هستند.

cornuted adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of cornute. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخدار

  • (مرد) دیوث

  • زن قحبه

  • شاخ سان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cornuted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "cornuted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه