ترجمه "corny" به فارسی
ذرتی, مبتذل, (بیش از حد)احساساتی و تقلیدی بهترین ترجمه های "corny" به فارسی هستند.
corny
adjective
دستور زبان
Insipid or trite. [..]
-
ذرتی
-
مبتذل
-
(بیش از حد)احساساتی و تقلیدی
-
ترجمه های کمتر
- (نمایش و هنر و ادبیات و غیره) قدیمی و پیش پا افتاده
- بلال مانند
- ذرت آور
- ذرت زا
- عاری از لطف و ابتکار
- لوس و بی مزه
- میخچه دار
- وابسته به ذرت
- وابسته به میخچه ی پا
- پر آزخ
- پر میخچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Corny
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Corny" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Corny در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن