ترجمه "corp" به فارسی
شرکت, سرجوخه, بنگاه بهترین ترجمه های "corp" به فارسی هستند.
corp
noun
a business firm whose articles of incorporation have been approved in some state
-
شرکت
nounThe plate's registered to a shell corp in midtown.
اون پلاک متعلق به يه شرکت ماشين سازي توي مرکز شهره.
-
سرجوخه
nounplease give the united states marine corps
به سرجوخه هاي نيروي دريايي ايالات متحده
-
بنگاه
noun -
موسسه (corp و به ویژه در انگلیس corpn هم می نویسند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Corp
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Corp" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Corp در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "corp" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) سپاه صلح
-
تفنگداران دریایی ایالات متحده ی امریکا · نیروهای تفنگدار دریایی ایالات متحده آمریکا
-
شیخالسفرا
-
(امریکا) برنامه ی دولتی آموزش حرفه ای (ویژه ی طبقات محروم)
-
(ارتش) فوج · (امریکا - بخشی از نیروی زمینی که معمولا از دو لشگر و گروه های کمکی و لجستیکی تشکیل می شود) سپاه · (گروهی که به کار ویژه ای گمارده شده است) سپاه · دسته · رسته · سپاه · سپاه (تقسیمات نظامی) · قشون · لشکر · گروه
-
(ارتش) رسته ی مخابرات
-
دیپوی کندک هوایی
-
نیروی دریایی ارتش اسرائیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن