ترجمه "corps" به فارسی

گروه, دسته, سپاه بهترین ترجمه های "corps" به فارسی هستند.

corps noun دستور زبان

(military) A battlefield formation composed of two or more divisions. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گروه

    noun

    The rest of the press corps got an advance copy.

    براي تمامي گروه هاي خبري يک کپي از سخنراني داده بودند

  • دسته

    noun

    He formed a part of the eighth corps of the grand army which Mortier commanded, and which captured Hamburg.

    سپس از افراد مهم دسته هشتم ارتش کبیر شد که مورتیه فرمانده آن بود و هامبورگ را متصرف شد.

  • سپاه

    noun

    Three wagons had been raided and robbed by stragglers from Davout's corps.

    سه ارابه آن را هم سربازان عقبمانده سپاه داوو غارت کرده بودند.

  • ترجمه های کمتر

    • (ارتش) فوج
    • (امریکا - بخشی از نیروی زمینی که معمولا از دو لشگر و گروه های کمکی و لجستیکی تشکیل می شود) سپاه
    • (گروهی که به کار ویژه ای گمارده شده است) سپاه
    • رسته
    • سپاه (تقسیمات نظامی)
    • قشون
    • لشکر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " corps " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "corps"

عباراتی شبیه به "corps" با ترجمه به فارسی

  • بنگاه · سرجوخه · شرکت · موسسه (corp و به ویژه در انگلیس corpn هم می نویسند)
  • (امریکا) سپاه صلح
  • تفنگداران دریایی ایالات متحده ی امریکا · نیروهای تفنگدار دریایی ایالات متحده آمریکا
  • شیخالسفرا
  • (امریکا) برنامه ی دولتی آموزش حرفه ای (ویژه ی طبقات محروم)
  • (ارتش) رسته ی مخابرات
  • دیپوی کندک هوایی
  • نیروی دریایی ارتش اسرائیل
اضافه کردن

ترجمه های "corps" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه