ترجمه "corpulency" به فارسی

تنومندی, جسامت, فربهی بهترین ترجمه های "corpulency" به فارسی هستند.

corpulency noun دستور زبان

Alternative form of corpulence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنومندی

    I had expected that Mr. Gatsby would be a florid and corpulent person in his middle years.

    من قبلاً آقای گتسبی را به صورت مرد میان سال تنومندی با صورت سرخ در نظر مجسم کرده بودم.

  • جسامت

  • فربهی

    He began to cultivate his corpulence and general physical dilapidation.

    او تن به فربهی و از ریخت افتادن عمومی اندامش داد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " corpulency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "corpulency" با ترجمه به فارسی

  • تناوری (corpulency هم می گویند) · تنومندی · ستبری · فربهی · وزن زیادی · چاق · چاقی · گردن کلفتی
  • بزرگ جثه · تناور · تنومند · فربه · فریبرز · هیکل دار · چاق · گوشتالو
اضافه کردن

ترجمه های "corpulency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه