ترجمه "corpulent" به فارسی
تنومند, فربه, چاق بهترین ترجمه های "corpulent" به فارسی هستند.
corpulent
adjective
دستور زبان
Large in body; fat; overweight. [..]
-
تنومند
adjectiveHe was middle aged, short and corpulent, with a black beard and dark, greasy hair.
مردی میانسال بود، کوتاه قد و تنومند، با ریشی سیاه و مویی تیره رنگ و روغن زده.
-
فربه
She bent her corpulent waist in a bow.
و همچنان که کمر فربه خود را خم میداد،
-
چاق
adjectiveWe have just established that I am far too corpulent to be seen in broad daylight.
همين الان ثابت کردي که من براي ديده شدن در روز حسابي چاق و چله هستم
-
ترجمه های کمتر
- فریبرز
- گوشتالو
- تناور
- بزرگ جثه
- هیکل دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corpulent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corpulent" با ترجمه به فارسی
-
تنومندی · جسامت · فربهی
-
تناوری (corpulency هم می گویند) · تنومندی · ستبری · فربهی · وزن زیادی · چاق · چاقی · گردن کلفتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن