ترجمه "corpulence" به فارسی
چاقی, فربهی, چاق بهترین ترجمه های "corpulence" به فارسی هستند.
corpulence
noun
دستور زبان
The state or characteristic of being corpulent. [..]
-
چاقی
noun -
فربهی
He began to cultivate his corpulence and general physical dilapidation.
او تن به فربهی و از ریخت افتادن عمومی اندامش داد.
-
چاق
nounWe have just established that I am far too corpulent to be seen in broad daylight.
همين الان ثابت کردي که من براي ديده شدن در روز حسابي چاق و چله هستم
-
ترجمه های کمتر
- تنومندی
- ستبری
- تناوری (corpulency هم می گویند)
- وزن زیادی
- گردن کلفتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corpulence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corpulence" با ترجمه به فارسی
-
تنومندی · جسامت · فربهی
-
بزرگ جثه · تناور · تنومند · فربه · فریبرز · هیکل دار · چاق · گوشتالو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن