ترجمه "Corpse" به فارسی

جسد, جنازه, جسد بهترین ترجمه های "Corpse" به فارسی هستند.

Corpse
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جسد

    noun

    Corpses are scattered across the hard yellow ground.

    جسد کشتهها روی زمین سخت و زرد رنگ پراکنده شده است.

  • جنازه

    noun

    We're seeing Corpses fighting skeletons, sir.

    قربان ، جنازه ها دارن ، با اسکلت ها مي جنگن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Corpse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

corpse verb noun دستور زبان

a dead body [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جسد

    noun

    dead body

    If I say it again, it'll be to a corpse.

    اگه یکبار دیگه بگم واسه یک جسد گفتم.

  • لاشه

    noun

    dead body

    If Jan hadn't agreed to help you, you'd be a headless corpse by now.

    اگه جن موافق نيست که بهت کمک کنه تو يه لاشه بدون سر ميشي

  • نعش

    noun

    dead body

    At eighteen, he had already numerous corpses in his past.

    حتی در هیجده سالگی چندین نعش در قفای خویشتن نهاده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • جنازه
    • کالبد
    • لاش
    • بدن
    • پیکر
    • شق
    • مردار
    • جثه
    • (مهجور) تن
    • (هر چیزی که دیگر به درد نخور باشد) لاشه

تصاویر با "Corpse"

عباراتی شبیه به "Corpse" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Corpse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه