ترجمه "corporeity" به فارسی
جسم, ماده, آنچه که بدن یا ماده از آن ساخته شده بهترین ترجمه های "corporeity" به فارسی هستند.
corporeity
noun
دستور زبان
(uncountable) The quality or fact of having a physical or material body. [..]
-
جسم
A full-torso transmogrification with corporeal aggression.
تغيير شکل يه جسم غير مادي که در موقع حمله به يه جسم مادي تبديل ميشه
-
ماده
adjective nounShell corporations like EcoField, rampant misuse of funds.
شرکت ها توي کار مثل اِکوفيلد ، از مواد اوليه سوءِ استفاده ميکنن.
-
آنچه که بدن یا ماده از آن ساخته شده
-
ترجمه های کمتر
- جسم بدنی
- رجوع شود به corporeality
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corporeity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corporeity" با ترجمه به فارسی
-
مالیه در فایده
-
مالیات بر درآمد شرکت
-
استراتژی سطح سازمان
-
منشور شرکت- اساسنامه شرکت سهامی
-
اداره شرکت · حاکمیت بنگاه
-
شرکت بی سرپرست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن