ترجمه "corpus" به فارسی
تنه, جسم, تن بهترین ترجمه های "corpus" به فارسی هستند.
corpus
noun
دستور زبان
the body [..]
-
تنه
noun -
جسم
nounThe two signals meet up in the corpus callosum and T equals zero.
دو تا سیگنال در محل جسم پینه ای به همدیگه میرسن و تی مساوی با صفر قرار میگیره
-
تن
noun
-
ترجمه های کمتر
- جنگ
- جثه
- لاشه
- جنازه
- متن
- (زیست شناسی) کرپ
- (قوانین یا آثار ادبی و غیره) مجموعه
- (مزاح آمیز) بدن
- مادی- قابل لمس- عنصر مادی
- هم افزود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corpus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corpus" با ترجمه به فارسی
-
(کلیسای کاتولیک) عید پیکر مسیح (که در پنجشنبه یا یکشنبه ی بعد از روز تثلیث برگزار می شود) · شهر کرپوس کریستی (درایالت تگزاس) · کورپوس کریستی
-
(حقوق) · (قتل) جسد مقتول · علت تامه ی جرم · مدارک و شواهد جرم
-
جسم پینه ای (رابط دو نیمکره مغز)
-
جسم صنوبری · جسم پینهآل
-
پیکره متنی
-
(کالبدشناسی) اجسام مخطط (دو توده ی عصبی که هر یک دارای دو هسته ی زانویی و عدسی شکل بوده و ماده ی سفید آن به صورت تارهای موازی است) · کرپ هم راستا
-
هورمونهای جسم زرد
-
(حقوق - مجموعه ی قوانین یک کشور یا ناحیه) قانون نامه · جنگ قوانین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن