ترجمه "corral" به فارسی

طویله, حصار, ستورگاه بهترین ترجمه های "corral" به فارسی هستند.

corral verb noun دستور زبان

An enclosure for livestock, especially a circular one. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طویله

    Ten years at the university, and here I am in a corral.

    بعد از ده سال درس خواندن در دانشگاه حالا در یک طویله ام!

  • حصار

    noun

    Let's fly to the corral!

    ! بيا بريم بسمت حصار

  • ستورگاه

  • ترجمه های کمتر

    • کمرا
    • گیرانداختن
    • (امریکا - خودمانی) به چنگ آوردن
    • (چارپایان را) گردآوری و در یک جا جمع کردن
    • اصطبل (بی طاق)
    • به درون حصار راندن
    • تصرف کردن
    • جا کردن
    • در طویله یا ستورگاه نگهداشتن
    • قرار دادن دلیجان ها به صورت دایره (برای پدافند)
    • محاصره کردن
    • موضع دفاعی (که با پهلوی هم قرار دادن دلیجان ها به صورت دایره ایجاد می شد)
    • گرفتار کردن
    • گیر آوردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " corral " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "corral"

عباراتی شبیه به "corral" با ترجمه به فارسی

  • حصارها · حصارکشی · چپرها
اضافه کردن

ترجمه های "corral" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه