ترجمه "corrected" به فارسی
تصحیح شد, غلت گیری شد بهترین ترجمه های "corrected" به فارسی هستند.
corrected
adjective
verb
Simple past tense and past participle of correct. [..]
-
تصحیح شد
The mouse, plus the cat, is the proof of creation revised and corrected.
موش و پس از آن گربه، نمونه تصحیح شده و غلط گیری شده آفرینش است.
-
غلت گیری شد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corrected " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corrected" با ترجمه به فارسی
-
(فیزیک - برخی دستگاه های نوری) عدسی راستا ساز · عدسی جبرانی · عدسی راستا ساز
-
هدننك ح الصا یاهزنل
-
اصلاح اشتباهات
-
ثبت اصلاحی
-
تادیبی
-
ادبخانه · دارالتادیب · زندان
-
با نزاکت
-
تجاوز اصلاحی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن