ترجمه "corrective" به فارسی
اصلاحی, بهبودبخش, بهساز بهترین ترجمه های "corrective" به فارسی هستند.
corrective
adjective
noun
دستور زبان
Of or pertaining to correction; serving to correct [..]
-
اصلاحی
corrective-to-normal vision. That's okay.
دید اصلاحی-تا-طبیعی دارند. دیدشان مناسب است.
-
بهبودبخش
-
بهساز
-
ترجمه های کمتر
- بهسازگر
- بهکردی
- ترمیمی
- چاره
- اصلاح کننده
- راه یا وسیله ی اصلاح
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corrective " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corrective" با ترجمه به فارسی
-
(فیزیک - برخی دستگاه های نوری) عدسی راستا ساز · عدسی جبرانی · عدسی راستا ساز
-
هدننك ح الصا یاهزنل
-
اصلاح اشتباهات
-
ثبت اصلاحی
-
تادیبی
-
ادبخانه · دارالتادیب · زندان
-
با نزاکت
-
تجاوز اصلاحی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن