ترجمه "correction" به فارسی
تصحیح, اصلاح, تنبیه بهترین ترجمه های "correction" به فارسی هستند.
correction
noun
دستور زبان
The act of correcting. [..]
-
تصحیح
nounact of correcting
Cronshaw settled down at once to correct his proofs.
کر انشا فورانشست و به تصحیح نمونه چاپ کتابش پرداخت.
-
اصلاح
nounThese course corrections will eventually bring you to your target.
با این اصلاح کردنها سرانجام به هدفی که دارید دست پیدا میکنید.
-
تنبیه
nouncongratulating himself, I dare say, that the correction had alighted on another than him.
معلوم میشد از اینکه خشم پدرش متوجه کسی دیگر شده و خودش از تنبیه معاف گردیده خیلی خوشحال است.
-
ترجمه های کمتر
- تادیب
- ویرایش
- بهکرد
- راستانش
- غلطگیری
- بهسازی
- ویراستاری
- مواخذه
- (بازار سهام و کالاها) نزول خفیف و ناپایای قیمت
- ادب کردن
- بهبود بخشی
- تعدیل قیمت ها (به ویژه هنگامی که وضع بازار خوب است)
- راستا سازی
- لغزش گیری
- لغزش یابی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " correction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "correction"
عباراتی شبیه به "correction" با ترجمه به فارسی
-
(فیزیک - برخی دستگاه های نوری) عدسی راستا ساز · عدسی جبرانی · عدسی راستا ساز
-
هدننك ح الصا یاهزنل
-
اصلاح اشتباهات
-
ثبت اصلاحی
-
تادیبی
-
ادبخانه · دارالتادیب · زندان
-
با نزاکت
-
تجاوز اصلاحی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن