ترجمه "correlative" به فارسی
مرتبط, جفته, همبسته بهترین ترجمه های "correlative" به فارسی هستند.
correlative
adjective
noun
دستور زبان
mutually related; corresponding [..]
-
مرتبط
adjective nounBecause he can't correlate size, distance and speed.
اين به دليل اينه که اندازه, دوري و سرعت با هم مرتبط نيستن.
-
جفته
-
همبسته
-
ترجمه های کمتر
- وابسته
- متضایف
- قرینه
- (دستور زبان) همبسته ساز
- وابسته به همبستگی یا بستگی
- واژه ی جفته
- واژه ی همبسته ساز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " correlative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "correlative" با ترجمه به فارسی
-
پاسخهاي همبسته با انتخاب · پاسخهای انتخابی
-
همبستگی ژنتیکی
-
تجزیه و تحلیل همبستگی
-
مغالطه علت شمردن همبستگی
-
همبستگی مستقیم
-
(آمار) ضریب همبستگی · ضریب کورلاسیون
-
ضریب همبستگی
-
مرتبط · همبسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن