ترجمه "Correspondence" به فارسی

مکاتبات, مکاتبه, ارتباط بهترین ترجمه های "Correspondence" به فارسی هستند.

Correspondence
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مکاتبات

    He went on with the Vicar's dreary correspondence.

    به خواندن مکاتبات خسته کننده و ملالانگیز کشیش ادامه داد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Correspondence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

correspondence noun دستور زبان

(uncountable) Friendly discussion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مکاتبه

    Postal or other written communications.

    She corresponds regularly with her pen pal in Australia.

    او مرتب با دوست مکاتبهایاش در استرالیا مکاتبه میکند.

  • ارتباط

    you'll have no right to correspond with the child

    ، درست نيست که با بچه ارتباط داشته باشي

  • مطابقت

    Pierre's physical condition, as is always the case, corresponded to his mental state.

    وضع جسمانی پییر، چنانکه همیشه پیش میآمد، با وضع روحی او مطابقت داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • تطابق
    • مکاتبات
    • توافق
    • تناظر
    • تناسب، سازگاری، سنخیت، مناسبت، نسبت، وفاق، همآهنگی
    • همزینگی
    • همسانی
    • مشابهت
    • موازات
    • همخوانی
    • سازگاری
    • (ریاضی) هم نگری
    • اشتراک وجه
    • به هم نویسی
    • نامه نگاری
    • نامه ها
    • هم نوشت ها
    • هم نویسی
    • هم نویسی ها
    • همانندی (correspondency هم می گویند)

عباراتی شبیه به "Correspondence" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به correspondence (معنی شماره ی یک)
  • بانک طرف معادل
  • مدرسه ی مکاتبه ای
  • بانک طرف معامله
  • مکاتبات تجاری
  • مشابه بودن، برابر بودن، مربوط بودن
  • آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · پراكنش آماري · چندهمخطي
  • (هندسه) گوشه های همنگر · زوایای متقابل (یا قرینه) · زوایای متناظر
اضافه کردن

ترجمه های "Correspondence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه