ترجمه "correspond" به فارسی
برابربودن, (با: to یا with) همخوان بودن, دست انداختن بهترین ترجمه های "correspond" به فارسی هستند.
correspond
verb
دستور زبان
(intransitive, construed with to ) to be equivalent or similar in character, quantity, quality, origin, structure, function etc. [..]
-
برابربودن
To be equivalent or similar in character, quantity, quality, origin, structure, function etc
-
(با: to یا with) همخوان بودن
-
دست انداختن
verb
-
ترجمه های کمتر
- طنز گفتن
- مشابه بودن با
- مطابق بودن با
- مطابقت داشتن
- معادله ساختن
- مکاتبه کردن
- نامه رد و بدل کردن
- نامه نویسی کردن
- هم زینه بودن
- همخوانی داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " correspond " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Correspond
-
مشابه بودن، برابر بودن، مربوط بودن
عباراتی شبیه به "correspond" با ترجمه به فارسی
-
(ریاضی) هم نگری · ارتباط · اشتراک وجه · به هم نویسی · تطابق · تناسب، سازگاری، سنخیت، مناسبت، نسبت، وفاق، همآهنگی · تناظر · توافق · سازگاری · مشابهت · مطابقت · موازات · مکاتبات · مکاتبه · نامه نگاری · نامه ها · هم نوشت ها · هم نویسی · هم نویسی ها · همانندی (correspondency هم می گویند) · همخوانی · همزینگی · همسانی
-
رجوع شود به correspondence (معنی شماره ی یک)
-
مکاتبات
-
بانک طرف معادل
-
مدرسه ی مکاتبه ای
-
بانک طرف معامله
-
مکاتبات تجاری
-
آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · پراكنش آماري · چندهمخطي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن