ترجمه "corrupted" به فارسی

خراب, مخدوش, پلید بهترین ترجمه های "corrupted" به فارسی هستند.

corrupted adjective verb دستور زبان

Marked by immorality and perversion; depraved. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خراب

    adjective noun

    But more generally, this noise is something that corrupts the signal.

    ولی بصورت کلی تر، این نویز چیزیه که سیگنال رو خراب میکنه.

  • مخدوش

    Damaged. Mostly used in regard to files or data.

    False Religion Corrupts the Conscience

    دین کاذب وجدان را مخدوش میکند

  • پلید

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " corrupted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "corrupted" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "corrupted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه