ترجمه "corruptive" به فارسی
فسادآور, تباه گر, فاسد کننده بهترین ترجمه های "corruptive" به فارسی هستند.
corruptive
adjective
دستور زبان
Tending to corrupt. [..]
-
فسادآور
-
تباه گر
-
فاسد کننده
-
هرزه پرور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corruptive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "corruptive" با ترجمه به فارسی
-
فساد اداری
-
رشوه خواری
-
(از نظر اخلاقی و غیره) فسادپذیر · تطمیع پذیر · دغل · رشوه گیر · فاسد شدنی · متقلب · مستعد هرزگی · نادرست · پوسیدنی · پول بگیر · پولی · گمراه شدنی · گندیدنی
-
باداشتن استعدادفساد یارشوه ستانی · بطورقابل تطمیع
-
شاخص ادراک فساد
-
فاسد کننده · منحرف کننده
-
خراب · مخدوش · پلید
-
فساد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن