ترجمه "corset" به فارسی
کرست, شکمبند, سینه بهترین ترجمه های "corset" به فارسی هستند.
corset
verb
noun
دستور زبان
A woman's foundation garment, reinforced with stays, that supports the waistline, hips and bust. [..]
-
کرست
nounwoman's garment [..]
Not every man's brave enough to wear a corset.
هر مردي اون قدر شجاع نيست که يک کرست بپوشه.
-
شکمبند
nounwoman's garment
-
سینه
nounShe wore a slatternly blouse and no corsets.
آن زن پیراهنی شلخته بر تن داشت و بی سینه بند بود.
-
ترجمه های کمتر
- گن
- (تنگ) پوشاندن
- (زنانه) شکم بند
- (قدیمی - لباس زنانه) بالاتنه
- (قرون وسطی) کت تنگ
- (مانند شکم بند یاجامه ی تنگ) احاطه کردن
- بالاپوش (تنگ)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corset " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Corset
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Corset" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Corset در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "corset"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن