ترجمه "corslet" به فارسی
زره, زره سینه, سینه بند بهترین ترجمه های "corslet" به فارسی هستند.
corslet
noun
دستور زبان
Alternative form of corselet. [..]
-
زره
nounThe silver corslet shimmered before his eyes like the light upon a rippling sea.
زره نقرهای در برابر چشمانش مثل نوری روی دریای مواج می دخشید.
-
زره سینه
-
سینه بند
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corslet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن