ترجمه "corsage" به فارسی

جلو, (لباس زنانه) سینه, بالا تنه بهترین ترجمه های "corsage" به فارسی هستند.

corsage noun دستور زبان

(obsolete) The size or shape of a person's body. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جلو

    noun
  • (لباس زنانه) سینه

  • بالا تنه

  • ترجمه های کمتر

    • دسته گل
    • دسته گل کوچکی که زن ها به سینه یا کمر می زنند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " corsage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "corsage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه