ترجمه "counter-" به فارسی
ضد, متقابل, وارو [counterattack] بهترین ترجمه های "counter-" به فارسی هستند.
counter-
Prefix
in opposition to
-
ضد
Prefix adjective nounIt was the counter revolutionwhich murmured that infamous word dismemberment.
همین نهضت ضد انقلاب بود که کلمه زشت تجزیه را زیر لب زمزمه میکرد.
-
متقابل
I'm giving you a counter, and it's take it or leave it.
منم به شما جواب متقابل دادم ، یا قبول کنید یا بیخیال بشید.
-
وارو [counterattack]
-
ترجمه های کمتر
- پد
- پیشوند: پاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " counter- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "counter-" با ترجمه به فارسی
-
تجارت متقابل
-
تبلیغات تخریبی
-
(عامیانه) زیرجلی · قاچاقی (under-the-table هم می گویند) · مخفیانه (و معمولا به طور غیر قانونی)
-
شمارنده برنامه
-
(فیزیک) برقش شمار · برق سنج · جرقه سنج · جرقه شمار
-
(در برخی فروشگاه های بزرگ) پیشخوان اجناس حراجی · میزی که اجناس ارزان شده را روی آن قرار می دهند
-
دریابان
-
المثنی-رونوشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن