ترجمه "counteraction" به فارسی

اقدام برای بی اثرکردن چیزی, اقدام متقابل, عمل برخلاف بهترین ترجمه های "counteraction" به فارسی هستند.

counteraction noun دستور زبان

An act of retaliation; a counterattack [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اقدام برای بی اثرکردن چیزی

  • اقدام متقابل

    noun
  • عمل برخلاف

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " counteraction " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "counteraction" با ترجمه به فارسی

  • باطل کننده · بی اثرکننده · خنثی کننده
  • مقابله گری
  • باطل کردن · برابری کردن با · جبران کردن · خنثی کردن · دشمن کردن · سست کردن · عمل متقابل کردن · مخالف کردن · مقابله کردن · ناکارا کردن · واروکنش کردن · پادکنش کردن
اضافه کردن

ترجمه های "counteraction" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه