ترجمه "countercharge" به فارسی

پاتک, پادچفته, (حقوق - استدلال یا مشاجره و غیره) ادعای متقابل بهترین ترجمه های "countercharge" به فارسی هستند.

countercharge verb noun دستور زبان

An accusation against an opponent in an argument in response to the opponent's accusations. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاتک

  • پادچفته

  • (حقوق - استدلال یا مشاجره و غیره) ادعای متقابل

  • ترجمه های کمتر

    • اتهام متقابل
    • حمله ی متقابل
    • متقابلا ادعا کردن (یا متهم کردن)
    • پاتک زدن
    • پاد تاخت
    • پادتاخت کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " countercharge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "countercharge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه