ترجمه "counterchange" به فارسی

تعویض کردن, خانه خانه کردن, رد و بدل کردن بهترین ترجمه های "counterchange" به فارسی هستند.

counterchange verb noun دستور زبان

To give and receive; to cause to change places; to exchange. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعویض کردن

  • خانه خانه کردن

  • رد و بدل کردن

  • ترجمه های کمتر

    • شطرنجی کردن
    • مبادله کردن
    • متنوع کردن
    • گوناگون کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " counterchange " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "counterchange" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه