ترجمه "countercheck" به فارسی
بازسنجی, لگام, واپاد بهترین ترجمه های "countercheck" به فارسی هستند.
countercheck
verb
noun
دستور زبان
A restriction or limit [..]
-
بازسنجی
-
لگام
-
واپاد
-
ترجمه های کمتر
- مهار
- (با عمل متقابل) مهار کردن
- باز آزمون
- بازسنجی کردن
- لگام کردن
- واپاد کردن
- کنترل مجدد
- کنترل مجدد کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " countercheck " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن