ترجمه "countrified" به فارسی
روستایی, کشاورزی, (رفتار و ریخت) دهاتی بهترین ترجمه های "countrified" به فارسی هستند.
countrified
adjective
دستور زبان
Rural, rustic; unsophisticated. [..]
-
روستایی
As for the picturesqueness, the sham countrified stuff, the oak panels and pewter dishes and copper warming pans and what not
چیزی که مرا آزار میدهد، تصویرسازی، جعلی و ساختگی کردن چیزهای روستایی، دیوارکوبهای چوبی، ظرفهای مفرغی، آتشدانهای مسی و تزیینات دیگر است.
-
کشاورزی
noun -
(رفتار و ریخت) دهاتی
-
کشاورز مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " countrified " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن