ترجمه "countries" به فارسی
keshwrha, کشورها بهترین ترجمه های "countries" به فارسی هستند.
countries
noun
Plural form of country. [..]
-
keshwrha
noun -
کشورها
nounI was in the east of the country when the crime occurred.
من شرق کشور بودم ،که این جنایت اتفاق افتاد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " countries " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "countries" با ترجمه به فارسی
-
اسکیباز صحرانوردی
-
من صمیمانه از تک تک پلیس های کشورم قدردانی می کنم، علیرغم بریدن سرشان، با وجود سوزاندن آنها؛ بار دیگر با قدرت برای امنیت ایران ایستادگی کردند.
-
بادام هندي · بادام گرمسيري · بیدام · ترمینالیا کاتاپا · لوز هندی
-
کشورهای عربی
-
(انگلیس) رقص روستایی (که در آن معمولا در دو خط مقابل یکدیگر ایستاده و پایکوبی می کنند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن