ترجمه "countryman" به فارسی

روستایی, هموطن, دهاتی بهترین ترجمه های "countryman" به فارسی هستند.

countryman noun دستور زبان

Somebody from a certain country. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روستایی

    one of them a hard headed countryman,one a farrier, and one a moorland farmer

    یکی از آنها روستایی واقع بینی است، یک نفرشان نعلبند است و سومی زارعی است در اراضی خلنگزار

  • هموطن

    noun
  • دهاتی

    The countryman looked hastily round, when he reached this point;

    دهاتی وقتی که به اینجا رسید با شتاب تمام اطراف خود را نگریست

  • ترجمه های کمتر

    • دهگان (دهقان)
    • هم میهن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " countryman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "countryman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه