ترجمه "countryside" به فارسی

روستا, حومه شهر, ییلاقات بهترین ترجمه های "countryside" به فارسی هستند.

countryside noun دستور زبان

A rural landscape. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روستا

    that's fresh from the herbs in the surrounding countryside.

    از گیاهان تازه اطراف روستا تولید می کند.

  • حومه شهر

    noun

    My men sweep the countryside, taking action in favor of prayer.

    افرادم براي مستجاب شدن دعاهامون در حال جستجوي حومه شهر هستند.

  • ییلاقات

    noun

    A scene in the French countryside flashed on the television screens.

    صحنهای در ییلاقات فرانسه روی پرده تلویزون نمایان شد.

  • ترجمه های کمتر

    • بوم
    • روستاییان
    • دهگانان
    • پالیزگان
    • برون شهر
    • بوم و بر
    • دشت و صحرا
    • محیط زیست روستایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " countryside " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "countryside" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه