ترجمه "coupling" به فارسی
اتصال, کوپلینگ, ازدواج بهترین ترجمه های "coupling" به فارسی هستند.
coupling
noun
verb
دستور زبان
the act of joining together to form a couple [..]
-
اتصال
nounThe control systems for the coupling should be located near the bottom of the ramp.
سيستم هاي کنترل براي اتصال بايد در نزديکي پايين ترين.
-
کوپلینگ
device used to connect two shafts together at their ends for the purpose of transmitting power
-
ازدواج
nounThey only just got there a couple months ago.
تازه با هم ازدواج کردن چند ماه پيش رفتن اونجا
-
ترجمه های کمتر
- جفتگر
- جفتگری
- همبندی
- کلاچ
- کوپلاژ
- گشتاور
- پیوست
- (برق و مکانیک) بوش
- (در چارپایان) گرده (بخشی از تنه که بین لگن خاصره و دنده ها قرار دارد)
- باریکه ی کمر
- جفت سازی
- رجوع شود به coupler
- متصل کننده
- همبسته (بودن)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coupling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "coupling" با ترجمه به فارسی
-
ثابت جفت گرانشی
-
ریلبست
-
(معماری - خانه های چوبی) هر یک از دو تیری که به شکل هشت (8) در لبه ی خارجی سایبان بام های شیروانی قرار می گیرند
-
موجبرهای جفت شده
-
دستگاه جفتکننده بار · رجوع شود به CCD
-
مبدل حرارتی زمینی
-
جفت گشته · دوتایی شده · فعل گذشته دوتایی شدن · پیوند یافته · پیوندی
-
زوجهای ازدواج کرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن