ترجمه "coupler" به فارسی

متصل کننده, رابط, پیوند بهترین ترجمه های "coupler" به فارسی هستند.

coupler noun دستور زبان

(now rare) Someone who couples things together, especially someone whose job it is to couple railway carriages. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متصل کننده

    noun

    They actually use the AAR type " E " coupler.

    از متصل کننده ی " ای ای آر " مدل " ایی " استفاده می کنن.

  • رابط

    noun

    over a phone line using an acoustic coupler,

    از طریق خط تلفن و رابط صوتی نصب کرد،

  • پیوند

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (شخص یا چیزی که وصل یا جفت کند مثلا: وسیله ی جفت کردن دو واگن راه آهن و یا ابزاری که دو کلید مشابه پیانو را به هم وصل کند) جفتگر
    • جفت ساز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coupler " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "coupler"

اضافه کردن

ترجمه های "coupler" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه