ترجمه "couple" به فارسی

جفت, زوج, جفت کردن بهترین ترجمه های "couple" به فارسی هستند.

couple adjective verb noun دستور زبان

Two partners in a romantic or sexual relationship. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جفت

    noun

    And if you win, you can buy a couple of keggers for that trip down to Mexico.

    اگه تو برنده بشي ، ميتوني يه جفت بشکه مشروب واسه سفرت تا مکزيک بخري.

  • زوج

    noun

    Normal couples talk through their differences, you know.

    زوج هاي عادي درباره ي تفاوت هاشون حرف مي زنن ، ميدوني که.

  • جفت کردن

    verb

    It may seem unwarrantable to couple in any respect the mast head standers of the land with those of the sea;

    جفت کردن پاسداران سر دکلهای زمینی با دریایی از هر جهت ناموجه به نظر میآید

  • ترجمه های کمتر

    • دوتا
    • ازدواج کردن
    • دو
    • زوجی
    • پیوند
    • کوپلاژ
    • کوپل
    • گشتاور
    • دوبیتی
    • بند
    • (برق و مکانیک) کوپل
    • (عامیانه) چند
    • (قدیمی) زناشویی کردن
    • (هرچیزی که دو چیز را به هم جفت کند) بست
    • به هم وصل کردن
    • به هم پیوستن
    • جفت شدن
    • جفت شدن یا کردن
    • جفت گیری کردن
    • جماع کردن
    • دو عدد
    • دو نفری
    • زن و شوهر
    • شماره دو
    • همبسته کردن
    • همبند کردن
    • چند تا (گاهی بدون : of)
    • چند عدد
    • چند قلو
    • کوپلاژ کردن
    • یک بیت شعر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " couple " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Couple
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جفت شدن

تصاویر با "couple"

عباراتی شبیه به "couple" با ترجمه به فارسی

  • ثابت جفت گرانشی
  • ریلبست
  • (معماری - خانه های چوبی) هر یک از دو تیری که به شکل هشت (8) در لبه ی خارجی سایبان بام های شیروانی قرار می گیرند
  • موجبرهای جفت شده
  • دستگاه جفتکننده بار · رجوع شود به CCD
  • (برق و مکانیک) بوش · (در چارپایان) گرده (بخشی از تنه که بین لگن خاصره و دنده ها قرار دارد) · اتصال · ازدواج · باریکه ی کمر · جفت سازی · جفتگر · جفتگری · رجوع شود به coupler · متصل کننده · همبسته (بودن) · همبندی · پیوست · کلاچ · کوپلاژ · کوپلینگ · گشتاور
  • مبدل حرارتی زمینی
  • جفت گشته · دوتایی شده · فعل گذشته دوتایی شدن · پیوند یافته · پیوندی
اضافه کردن

ترجمه های "couple" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه