ترجمه "coupled" به فارسی
جفت گشته, دوتایی شده, فعل گذشته دوتایی شدن بهترین ترجمه های "coupled" به فارسی هستند.
coupled
adjective
verb
Simple past tense and past participle of couple. [..]
-
جفت گشته
-
دوتایی شده
-
فعل گذشته دوتایی شدن
-
ترجمه های کمتر
- پیوند یافته
- پیوندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coupled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "coupled" با ترجمه به فارسی
-
ثابت جفت گرانشی
-
ریلبست
-
(معماری - خانه های چوبی) هر یک از دو تیری که به شکل هشت (8) در لبه ی خارجی سایبان بام های شیروانی قرار می گیرند
-
موجبرهای جفت شده
-
دستگاه جفتکننده بار · رجوع شود به CCD
-
(برق و مکانیک) بوش · (در چارپایان) گرده (بخشی از تنه که بین لگن خاصره و دنده ها قرار دارد) · اتصال · ازدواج · باریکه ی کمر · جفت سازی · جفتگر · جفتگری · رجوع شود به coupler · متصل کننده · همبسته (بودن) · همبندی · پیوست · کلاچ · کوپلاژ · کوپلینگ · گشتاور
-
مبدل حرارتی زمینی
-
زوجهای ازدواج کرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن