ترجمه "courteous" به فارسی

مؤدب, مودب, با ادب بهترین ترجمه های "courteous" به فارسی هستند.

courteous adjective دستور زبان

Showing regard or thought for others; especially, displaying good manners or etiquette. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مؤدب

    adjective noun

    showing regard for others [..]

    She was a courteous, brow lifting, ice armored woman who looked likeTanis.

    زن مؤدب و اخم کرده و یخهگرفتهای بود که قیافه تانیس را داشت.

  • مودب

    He is by all accounts intelligent, courteous, sober, a good family man.

    اون از همه نظر باهوش و مودب هست سنگین ، یک مرد خانواده خوب

  • با ادب

    adjective

    The colonel was stiff, cold and formal, but perfectly courteous.

    سرهنگ، بسیار خشک، سرد و رسمی ولی با ادب بود،

  • ترجمه های کمتر

    • مودبانه
    • مبادی آداب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " courteous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "courteous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه