ترجمه "courtesy" به فارسی
ادب, نزاکت, احترام بهترین ترجمه های "courtesy" به فارسی هستند.
courtesy
adjective
verb
noun
دستور زبان
(uncountable) Polite behavior. [..]
-
ادب
nounIt's something you can't understand, not possessing any any common courtesy, common good breeding.
چیزی بود که تو نمیفهمی چیزی که تو نداری ادب، تربیت
-
نزاکت
I've only shown it to you as a courtesy.
فقط از روي نزاکت اينو بهت نشون دادم.
-
احترام
noun properWhy couldn't you pay me the same professional courtesy?
چرا تو نمي توني متقابلاً به من احترام حرفه اي بگذاري ؟
-
ترجمه های کمتر
- تعارف
- (جمع) سلام و تعارف
- با ادبی
- تعظیم و تکریم
- خوش و بش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " courtesy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Courtesy
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Courtesy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Courtesy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "courtesy" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) کارت افتخاری (که دارنده را از تخفیف در فروشگاه ها و هتل ها و غیره برخوردار می کند)
-
ارادات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن