ترجمه "courtier" به فارسی

درباری, پادشاه, متملق بهترین ترجمه های "courtier" به فارسی هستند.

courtier noun دستور زبان

A person in attendance at a royal court. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درباری

    noun

    all knights cannot be courtiers, nor can all courtiers be knights errant, nor need they be.

    همه پهلوانان سرگردان نمیتوانند درباری شوند و تمام درباریان نیز نباید پهلوان سرگردان باشند.

  • پادشاه

    noun
  • متملق

  • ترجمه های کمتر

    • سالوس
    • ملازم
    • ندیم
    • زبان باز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " courtier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "courtier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه