ترجمه "courting" به فارسی

اظهار عشق, معاشقه بهترین ترجمه های "courting" به فارسی هستند.

courting noun verb دستور زبان

Present participle of court. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اظهار عشق

    noun

    how their moods depend solely on who happens to be paying court to them.

    خوشی یا ناخوشی ایشان بسته به آن است که چه کسی به ایشان اظهار عشق و محبت کند.

  • معاشقه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " courting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "courting" با ترجمه به فارسی

  • (پارچه ی آلوده به ماده ی چسبناک که در زخم بندی به کار می بردند) مشمع · ضماد
  • اینرتمپل و میدل تمپل) · لینکن · هریک از چهار انجمن حقوقی شهر لندن که دارای حق انحصاری پذیرش داوطلب شغل وکالت هستند · چهار محلی که متعلق به این چهار انجمن است (گرای
  • دادگاه بین المللی لاهه (International Court of Justice هم می گویند)
  • دادگاه استیناف
اضافه کردن

ترجمه های "courting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه