ترجمه "cove" به فارسی

خلیج کوچک, مرد, خور بهترین ترجمه های "cove" به فارسی هستند.

cove verb noun دستور زبان

(now rare) A hollow in a rock; a cave or cavern. [from 9th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلیج کوچک

    noun

    type of small bay or coastal inlet

    I understood why Maxim disliked the path and the cove.

    حالا میفهمم چرا ماکزیم این مسیر و خلیج کوچک را دوست ندارد.

  • مرد

    noun

    a grown up cove, never!

    یه مرد؟ هرگز نمی شه؟

  • خور

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بندر
    • خلیجک
    • شاخابه
    • شیل
    • کاکا
    • گذرگاه
    • یارو
    • تنگ
    • (انگلیس - خودمانی) پسر
    • (در جنگل) زمین بی درخت
    • (معماری - گچ بری یا تزئینات مشابه چوبی و سنگی و غیره به ویژه دراطراف طاق) تزیین مقعر
    • (پیش آمدگی دیوار که لامپ های برق را می پوشاند) چراغ پوش
    • دره ی کوچک
    • طاق ضربی
    • طاق کوژ
    • فرورفتگی کاو داشتن
    • قوسدار (یا مقعر) کردن یا شدن
    • کاو آذین
    • کاو شدن
    • گوشه یا فرو رفتگی یا حفره (مثلا بین چند صخره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cove " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cove proper

A town in Arkansas [..]

+ اضافه کردن

"Cove" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cove در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "cove"

عباراتی شبیه به "cove" با ترجمه به فارسی

  • (معماری) رجوع شود به cove
اضافه کردن

ترجمه های "cove" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه