ترجمه "coven" به فارسی

محفل, (به ویژه در مورد ساحره ها) گردهمایی بهترین ترجمه های "coven" به فارسی هستند.

coven noun دستور زبان

A clique that shares common interests or activities. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محفل

    There's more than one way to move around this coven.

    بیشتر از یک مسیر برای جا به جا شدن در اطراف این محفل وجود داره.

  • (به ویژه در مورد ساحره ها) گردهمایی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coven " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Coven
+ اضافه کردن

"Coven" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Coven در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "coven" با ترجمه به فارسی

  • میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی
  • (آمریکا - حقوق) توافق به نفروختن ملک به اشخاص ویژه (مثلا یهودیان یا سیاهپوستان)
  • (الهیات) شرط خداوند با بشر (که در انجیل آمده) · (انگلیس) تعهد کتبی مبنی بر پرداخت سالیانه ی مبلغی (به ویژه به موسسات خیریه) · (حقوق) قرارداد رسمی (و مهر و موم شده) · (رسما و کتبا) قول دادن · (معمولا به صورت کتبی و به همراه مراسم و تعهدات اخلاقی یا مذهبی) عهد · ادعای خسارت به خاطر سرپیچی از چنین قراردادی · بیعت · شرط · عهد · عهد کردن · فصل یا بخشی ازاین گونه قرارداد · قرارداد- تعهد · موافقت نامه · میثاق · میثاق بستن · پیمان · پیمان بستن
  • تابوت
  • سود قراردادی- سود تعهد شده
  • میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی
  • تابوت عهد · صندوق میثاق (که دو لوحه ی سنگی حاوی ده فرمان موسی در آن قرار داشت)
اضافه کردن

ترجمه های "coven" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه