ترجمه "coving" به فارسی
(معماری) رجوع شود به cove ترجمه "coving" به فارسی است.
coving
noun
دستور زبان
A concave surface, often of gypsum or expanded polystyrene, forming a junction between a ceiling and a wall. [..]
-
(معماری) رجوع شود به cove
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coving " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "coving" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس - خودمانی) پسر · (در جنگل) زمین بی درخت · (معماری - گچ بری یا تزئینات مشابه چوبی و سنگی و غیره به ویژه دراطراف طاق) تزیین مقعر · (پیش آمدگی دیوار که لامپ های برق را می پوشاند) چراغ پوش · بندر · تنگ · خلیج کوچک · خلیجک · خور · دره ی کوچک · شاخابه · شیل · طاق ضربی · طاق کوژ · فرورفتگی کاو داشتن · قوسدار (یا مقعر) کردن یا شدن · مرد · کاو آذین · کاو شدن · کاکا · گذرگاه · گوشه یا فرو رفتگی یا حفره (مثلا بین چند صخره) · یارو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن