ترجمه "covey" به فارسی
گروه, گله, دسته بهترین ترجمه های "covey" به فارسی هستند.
covey
verb
noun
دستور زبان
A group of 8-12 (or more) quail. See gaggle, host, flock. [..]
-
گروه
nounwas a little fluttered by this covey of young men around him.
چون این گروه پر اهتزاز از افراد جوان را پیرامونش دید، اندکی رمیدگی پیدا کرد.
-
گله
noun -
دسته
noun
-
ترجمه های کمتر
- گروهک
- معدود
- (اشیا و اشخاص) گروهه
- (پرندگان به ویژه کبک و بلدرچین) دسته
- دسته ی کوچک
- چند تا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " covey " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "covey"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن