ترجمه "coveter" به فارسی
رزوکننده, طمع کننده بهترین ترجمه های "coveter" به فارسی هستند.
coveter
noun
دستور زبان
One who covets. [..]
-
رزوکننده
-
طمع کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coveter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "coveter" با ترجمه به فارسی
-
زمندانه · طمعکارانه
-
آزمند · آزمندانه · حریص · خواستار · خواهان (آنچه به دیگران تعلق دارد) · دارای چشم طمع (به مال دیگران) · طالب · طماع · فزون خواه · فزون خواهانه · مشتاق · پرآز · گیرکننده
-
حسود
-
رزوکردنی · طمع کردنی
-
آزمند بودن · آزیدن · از دل و جان خواستن · بیوسیدن · سخت خواستن (به ویژه به ناحق و آنچه به دیگری تعلق دارد) · غبطه خوردن · چشم طمع داشتن
-
از · حرص · طمع · طمعکاری
-
آزمند بودن · آزیدن · از دل و جان خواستن · بیوسیدن · سخت خواستن (به ویژه به ناحق و آنچه به دیگری تعلق دارد) · غبطه خوردن · چشم طمع داشتن
-
آزمند بودن · آزیدن · از دل و جان خواستن · بیوسیدن · سخت خواستن (به ویژه به ناحق و آنچه به دیگری تعلق دارد) · غبطه خوردن · چشم طمع داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن